واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
338
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
از آن باقى پوشيده بوده . زمخشر نيز قريهء كوچك مستحكمى بوده داراى خندق و دروازهء آهنين و زندان و پلهاى برداشتنى و مسجد جامع زيبا . در زمان سمعانى « 1 » زمخشر قريهء بزرگى بوده مانند شهر . سمعانى و ياقوت « 2 » از قريهء ساوكان نزديك هزاراسپ نيز ياد مىكنند كه به گفتهء ياقوت بين هزاراسپ و خشميثن يعنى اردخشميثن قرار داشته « 3 » . ياقوت كه در سال 617 هجرى 1220 ميلادى در اين محل بوده ساوكان را قريهء پرجمعيتى مىخواند كه بازارى بزرگ و مسجد جامع زيبائى با مناره داشته . اما راجع به كرانهء راست رود . . . مقدسى شرح مسير زير را « از محلى كه رود تنگ مىشود » تا مزداخكان [ ترجمهء استخرى : مرداجقان ؟ ] كه برابر گرگانج به دو فرسخ از كنار رود قرار داشته ( يعنى نزديك خوجيلى ) - نقل مىكند « 4 » ، به شرح زير :
--> ( 1 ) - « متون » ، ص 58 ( سمعانى ؛ چاپ مارگوليوس ، ذيل كلمهء « الزمخشرى » ) ( 2 ) - « معجم » ، I I I ، 24 . ( 3 ) - يادآور مىشويم كه در بعضى منابع از خشميثن و اردخشميثن جداگانه ياد شده است . رجوع شود به استخرى ، 299 . ( 4 ) - استخرى 342 . از مزداخكان چندبار - نه تنها در كتاب ابو الغازى بلكه حتى در تاريخ خيوه قرن نوزدهم ميلادى نيز - ياد شده است . فلات ( قر ) مزداخكان در يك فرسخى مغرب خوجيلى قرار دارد . اكنون در اينجا مرقد شمعون ( نبى ) را به مسافران نشان مىدهند كه همان پطروس حوارى مسيح باشد . در همين محل خرابهء قلعهاى كه گئور قلعه ( گبرقلعه ) ناميده مىشود برپاست . رجوع شود به : كون ، « تمدن و فرهنگ واحهء بخشهاى سفلاى آمودريا » ، ص 217 ؛ همچنين بارتولد ، « آبيارى » ، ص 83 . ( رجوع شود به تأليف ياكوبوسكى كه تازهتر است ، تحت عنوان : « خرابه - هاى مزداخكان » . تحريريه )